تبلیغات
شـــــــیعه بلــــــــــآگ - انشا / قسمت اول : چه کنیم تا سالم باشیم(!)

شـــــــیعه بلــــــــــآگ
 
چه جنگ باشد،چه نباشد؛راه ما از کربلا میگذرد؛ باب جهاد اصغر بسته شده اما باب جهاد اکبر همچنان باز است.


و این انشایی است برای دوران
روحانی مچکریم...




به نام خدا
موضوع انشا: بدن سالم (!)
از گذشته شنیده ایم که عقل سالم در بدن سالم قرار دارد در نتیجه اگر بخواهیم عقل سالمی داشته باشیم که موجبات پیشرفت کشور را همگی با هم فراهم کنیم باید بدن سالمی داشته باشیم ولی اکنون سوال پیش میاد که با توجه به این همه حرص و جوشی که میخوریم چگونه میشود سالم بمانیم؟!

در پاسخ سوالی که طرح شد واضح است ابتدا باید عوامل پدید آورنده ی حرص و جوش (!) را شناخته و سپس یکی پس از دیگری، از سر راه برداریم.

اولین آن، که همه ی ما بدون استثنا با آن دست و پنجه نرم میکنیم نقدینگی (!) است. آری این پول است که کم یا زیادشدن آن به شدت انسان را حرصی میکند و گاهی نیز ممکن است منجر به مرگ شخص شود، که خدا را شکر دولت تدبیرو امید با تبلیغ گسترده برای انصراف از یارانه ها و تهدید به قطع نمودن آن، خیال مردم را راحت نموده و استرس ریختن یا نریختن این وجه نقدی را کم کرده و به زودی به طور کلی از بین میبرند. خدا خیرشان بدهد هم خیالمان را راحت کردند که دیگر خبری از یارانه نیست و هم دیگر نیازی نیست علاوه بر صف نان و سبد کالا (و...) در صف عابر بانک ها هم بایستیم. راستی همین صف ها که برداشته شدند هم گاهی سبب شکستگی دست و پا و سر و گردن و حتی مرگ انسان میشدند که خدا را شکر خطر از بیخ گوش ما گذشت.

عامل بعدی حرص جوش خوردن به خصوص برای ما قشر جوان و ایضا بسیجی برخی تحولات سیاسی دور و اطرافمان است.
این خیلی خوب است که رییس جمهور کشور عزیزمان هر چند وقت یک بار موضوع انشایی طرح میکند و از دانش آموز میخواهد رئیس جمهورش را نقد کند اما اینکه بعد به منتقدان میگوید لبو فروش و بی سواد (و...)خیلی ما را حرص میدهد.

البته وقتی میگویند حتما کاری است که از دستشان بر می آید و ما در حدی نیستیم که اعتراض کنیم اما شایان ذکر است که  ما آن افراد محدود تغذیه شده از جاهای محدود نیستیم ما دلسوز کشوریم به جان خودمان و ایضا جان بر کف ولایت .

به جان شما حقمان نیست اینگونه با ما رفتار کنید. حقمان نیست خنده هایتان را با دیگران بکنید و اخمتان را بیاورید روی سر ما.

شما خودتان گفتید نقد کنیم . حالا اگر میگفتیم زندگی خوب است و همه چی  آرومه و من چقدر خوشحالم (!) باز هم به ما میگفتید بی سواد؟؟

اصلا شما راست میگویید ما بی سواد حالا چرا عصبانی میشوید ؟

ما فقط گفتیم حتما یک چیزی هست که امام خامنه ای میگویند به مزاکرات خوش بین نیستیند.

ما فقط گفتیم شفاف بگویید ما هم بدانیم.

به جان شما دچار دوگانگی ارزشی شده ایم بس که اخبار خودمان را نگاه میکنیم شما میگویید همه چیز بر وقف مراد است بعد اخبار آن طرف را از محله و کوچه و بازار میشنویم آنها هم میگویند بر وقف مراد است! آخر بر وقف مراد کیست ؟

آنها میگویند ما عقب نشینی نکرده ایم پس ینی ما عقب نشینی کرده ایم دیگر. چرا اوضاع اینقدر پیچیده است؟ تا حرفی هم میزنیم شما ناراحت میشوید.
حالا خوب است نگقتیم چرا فلان وزیر این همه مدت پیدایشان نبوده، مگر چقدر آن طرف کار داشتند که این همه طول کشید؟ و حالا هم که برگشتند میگوید در خارجه فناوری شگفتی دیده اند که تا 80 سال دیگر به ایران نمی آید. اصلا به نظر بنده ی حقیر جناب وزیر بد نیست سفر نامه ای بنویسند و منتشر کنند تا هم ما بدانیم فناوری آنها چیست که برای ما حالا حالا ها دست نیافتنی است (روی آسمان راه میروند یا زمین را مکعبی شکل کرده اند که ما نمیتوانیم؟) و هم نسخه ی ادبی ارزشمندی (!) برای آیندگان به یادگار بگذارند.
جناب دکتر روحانی هدف  انشای بنده ی حقیر نقد شما و دولت بی عیب و نقصتان نیست. اصلا من و امثال من سواد نقد شما را نداریم ، هدف از نوشتن این انشا فقط اشاره به برخی سخنان شماست که ما جوانان پیرو خط امام را سخت دلگیر کرده.
مثلا اینکه فرموده بودید با شناسنامه نقد کنیم، باشد نقد میکنیم، اصلا شما همانطور که گفتید عزت و اعتبار را به گذرنامه ی ایرانی برگردانید، ما با آن نقد میکنیم، اصلا شما این دیدار هایتان را با این عوامل فتنه ی سبز قطع کنید تا ما از نگرانی در بیاییم بعد ما با هرچه که شما بگویید نقد میکنیم.

نتیجه گیری:
شما هر چقدر هم به ما بگویید به اندازه ی نقد کردن نیستیم و و بی سوادیم و لبو و باقالی فروش،  ما باز هم نقد میکنیم. چون دلمان میسوزد. دلمان نمی آید خون این همه شهید پایمال شود و ما سکوت کنیم. میدانیم که شما هم این قصد را ندارید. ان شا الله در سایه ی ولایت فقیه و با توکل به خدا روز به روز به سمت قله ی پیشرفت کشور گام برداریم.

و من الله التوفیق

زهرا زمانی
منبع: تراوشات ذهن این حقیر...

ادامه دارد...

رو نوشت برداشتن از این متن به معنای تایــــــید آن بوده و هر گونه کپی برداری با ذکـــــر منبع مجاز میباشد.








طبقه بندی: طنـــــــز ســـیآســـی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 توسط zahra zamani
تمامی حقوق مطالب برای شـــــــیعه بلــــــــــآگ محفوظ می باشد